محمد بن عبد الله بن عمر
23
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
وهمچنين ، در حقّ سلمان نيز فرموده وتعبير سطيح وشقّ راست شد . ودر يمن سنگى بود وچند سطر سريانى از زبور ، در عهد داود ، عليه السلام ، بر آن نوشته بودند ، وآن سطرها اين بود : لمن ملك ذمار ؟ لحمير الأخيار ؛ لمن ملك ذمار ؟ للحبشة الأشرار ؛ لمن ملك ذمار ؟ لفارس الأحرار ؛ لمن ملك ذمار ؟ لقريش التّجّار . وظاهر آن است كه بارى تعالى ، قوم حمير از بهر آن اختيار فرمود كه ايشان به يك برهان كه بديدند بىدعوت سيّد ، عليه السلام ، ترك بت پرستيدن كردند . وپادشاه ايشان تبّع بود كه تمهيد قواعد خيرات كرد ، وحبشه را أشرار خواند ، از بهر آن كه قصد تخريب كعبه كردند . وأهل فارس را أحرار خواند ، از بهر آن كه أول پادشاهى كه ايمان به سيد ، عليه السلام ، آورد ، باذان فارسي بود . وحكايت جمله كرده شد « 1 » . * حكايت ششم [ ازدواج عبد الله ] گفتهاند : چون عبد المطلب از قربان اشتران كه فداى عبد اللّه بود فارغ شد ، با عبد اللّه به خانه مىرفت ، زنى ايستاده بود محتشمه « 2 » وبا جمال ، از قبيلهء بنى أسد ؛ ونوري در پيشانى عبد اللّه ديد ، بر وى فتنه شد وگفت : اى عبد اللّه ، اگر با من خلوت جمع شدى ، تو را صد اشتر بدهم . عبد اللّه گفت : اين ساعت از پدر مفارقت نتوانم كرد . پس با عبد المطلب برفت به خانه وهب بن عبد مناف ، ودختر وى آمنه نكاح كرد . وهم در آن شب زفاف ساخت وآمنه پيغمبر ما ، عليه السلام ، آبستن شد . روز ديگر عبد اللّه بيرون آمد وبه طلب آن زن عاشق رفت ، وآن زن هيچ نمىگفت . عبد اللّه متعجب ماند وگفت : چون است كه امروز هيچ نمىگويى ؟ آن زن گفت : ديروز كه آن سخن مىگفتم از بهر آن نور مىگفتم كه از پيشانى تو مىتابيد ؛ امروز ، آن نور نمىبينم ، از اين جهت سخن نمىگويم . ديك عاشق نور تو بودم ، چو دوش جايى ديگر نهادى ، مرا با تو كارى نيست . وگويند : آن زن نور پيغمبر ما ، عليه السلام ، در پيشانى عبد الله از آن معلوم كرد كه از برادر خود ، ورقة بن نوفل ، بشنيده بود كه : پيغمبر آخر الزمان به زودى ظاهر خواهد شد از بني هاشم . چون نور در پيشانى عبد الله ديد ظن برد كه نور پيغمبر آخر الزمان است . وگفتهاند : آن زن خود زن عبد اللّه بود ، چه عبد الله را دو زن بود : آمنه وآن زن ديگر « 3 » .
--> ( 1 ) . حكايت سيف ذي يزن در سيره ، ص 85 - 96 ، آمده است . ( 2 ) . در أصل : از محتشمه ( 3 ) . اين حكايت در سيره ، ص 138 - 141 ، آمده است .